حـجــــاب چـهـــرهی جـــان مـیشــود
، غـبـار تـنـم
خــوشــا دمـی کـــه از آن چـهـره ،
پـرده بـر فـکـنـــم
چنـیـن قـفـس نه سـزای چو مـن خوش
الحانیست
روم به گلـشـن رضــــــــوان کـه
مــــرغ آن چـمـنــم
عـیـان نـشـد کـه چـرا آمـــدم ؟!!!
کـجـا رفـتــم ؟!!!
دریـــــــــــغ و درد ! کـه غـافـل ز
کـار خـویـشـتــنــم
چـگـونـه طـوف کـنـم در فـضــای
عـالــَـم قــُــدس ؟!!
کـه در ســـــراچـهی تـرکـیـب ،
تـخـتــه بـنــد تـنــم
اگــر ز خـون دلــم بــوی شــــوق
مــی آیــــــــــــــــد
عـجــب مــدار ؛ کـهٔ هـم درد نـافــهی
خـُـتــنــــــــــم
طـراز پـیـــرهـن زر کـشـم مـبـیـن ،
چـون شــمــــــع
کـه ســوز هـاسـت نــهــــانـی درون
پــیــــــر هـنــم
بـیــا وُ هـسـتـی حــافــــــــظ ز
پـیــش او بــردار !
کـه بـا وجـود تــو کـس نـشـنـود ز
مـن ، کـه مـنــــم
تو میتونی روسری نصفه نیمه ات را هی برداری و دوباره بزاری...
میتونی گاهی بادبزنش کنی...
میتونی مانتوی سفید کوتاه نازک چسبان بپوشی تا گرمت نشود...
فرض کن اینها بلد نیستند مثل تو باشند...
فرض کن اینها عادت کرده اند به این پارچه ی سیاه در این گرما...
فرض کن گرمشان نمی شود...
فرض کن تو روشنفکری و اینها امل...
فرض کن اینا دوست دارند به قول شما تو چادر زندگی کنند....
آخر تو چه میدونی چادر
ترنم عطر یاس در فضای غبار آلود دنیاست...
آخر تو چه میدونی حجاب خنکا و زیبایی به وجود هر دختر می نشاند...
تو میتونی خوش باشی به عرق نکردن در دنیا...
خنکای بهشت گوارایتان دختران چادری...
بهش گفتم: امام زمان (عج) رو دوست داری؟
گفت: آره ! خیلی دوسش دارم
گفتم: امام زمان حجاب رو دوست داره یا نه؟
گفت: آره !
گفتم : پس چرا کاری که آقا دوست داره انجام نمیدی؟
گفت: خب چیزه!…. ولی دوست داشتن امام زمان عج به ظاهر نیست ، به دله
گفتم: از این حرف که میگن به ظاهر نیست ، به دله بدم میاد
گفت: چرا؟
براش یه مثال زدم:
گفتم: فرض کن یه نفر بهت خبر بده که شوهرت با یه دختر خانوم دوست شده و الان توی یه رستوران داره باهاش شام می خوره. تو هم سراسیمه میری و می بینی بله!!!! آقا نشسته و داره به دختره دل میده و قلوه می گیره.
عصبانی میشی و بهش میگی: ای نامرد! بهم خیانت کردی؟
بعد شوهرت بلند میشه و بهت میگه : عزیزم! من فقط تو رو دوست دارم.
بعد تو بهش میگی: اگه منو دوست داری این دختره کیه؟ چرا باهاش دوست شدی؟
چرا آوردیش رستوران؟ اونم بر می گرده میگه: عزیزم ظاهر رو نبین! مهم دلمه!
دوست داشتن به دله…
دیدم حالتش عوض شده.
بهش گفتم: تو این لحظه به شوهرت نمیگی: مرده شور دلت رو ببرن؟
تو نشستی با یه دختره عشقبازی می کنی بعد میگی من تو دلم تو رو دوست دارم؟
حرف شوهرت رو باور می کنی؟
گفت: معلومه که نه! دارم می بینم که خیانت می کنه ، چطور باور کنم؟
معلومه که دروغ میگه.
گفتم: پس حجابت….
اشک تو چشاش جمع شده بود
روسری اش رو کشید جلو. با صدای لرزونش گفت: من جونم رو فدای امام زمانم می کنم ، حجاب که قابلش رو نداره.
از فردا دیدم با چادر اومده
گفتم: با یه مانتو مناسب هم میشد حجاب رو رعایت کرد!
خندید و گفت: می دونم ! ولی امام زمانم چــــــادر رو بیشتر دوست داره
می گفت: احساس می کنم آقا داره بهم
لبخنــــــــــد می زنه.
برگرفته از :عمارنامه
التماس دعا
مرا دختر خانوم می نامند...
غروری دارم
که برای تنها نبودن له نمی شود(1)
احساسی دارم
که با منطق گدایان نمی سازد
قلبی دارم که هنوز
تیزی خنجر نامردی را نخورده است
و زیبایی هایی دارم که
حراج چشم های بیگانه نخواهد شد...
1. امام علی(ع): "برخی از نیکوترین خلق و خوی زنان،زشت ترین اخلاق مردان است. مانند ترس، تکبر و بخل. هرگاه زنی متکبر باشد، بیگانه را به حریم خود راه نمی دهد، و اگر بخیل باشد اموال خود و شوهرش را حفظ می کند و چون ترسان باشد، از هر چیزی که به آبروی او زیان برساند، فاصله می گیرد"
نهج البلاغه- حکمت 234
*گاهی تنها ماندن حکمت آدم ماندن است.
التماس دعا
نمی دانید ؛ واقعا نمی دانید چه لذتی دارد وقتی سیاهی چادرم ، دل مردهایی که چشمشان به دنبال خوش رنگ ترین زن هاست را می زند .
نمی دانید چقدر لذت بخش است وقتی وارد مغازه ای می شوم و می پرسم : آقا!! اینا قیمتش چنده ؟ فروشنده
که محو تماشای موهای مش کرده زن دیگری است و حالش دگرگون است ، من را اصلا نمی بیند. باز هم سوالم
بی جواب می ماند و من، خوشحال ، از مغازه بیرون می آیم .
نمی دانید ؛ واقعا نمی دانید چه لذتی دارد وقتی مرد هایی که به خیابان می آیند تا لذت ببرند ، ذره ای به تو محل نمی گذارند .
نمی دانید ؛ واقعا نمی دانید چه لذتی دارد وقتی شاد و سرخوش ، در خیابان قدم می زنید ؛ در حالی که دغدغه ی
این را ندارید که شاید گوشه ای از زیبایی هاتان ،پاک شده باشد و مجبور نیستید خود را با دلهره ، به نزدیکترین محل
امن برسانید تا هرچه زودتر ، زیبایی1 خود را کنترل کنید و زیبایی از دست رفته تان را به صورتتان بازگردانید و خود را جبران کنید .
نمی دانید ؛ واقعا نمی دانید چه لذتی دارد وقتی در خیابان و دانشگاه و ... راه می روید و صد قافله دل کثیف ، همراه شما نیست .
نمی دانید ؛ واقعا نمی دانید چه لذتی دارد وقتی جولانگاه نظرهای ناپاک و افکارپلید مردان شهرتان نیستید .
نمی دانید ؛ واقعا نمی دانید چه لذتی دارد وقتی کرم قلاب ماهی گیری شیطان برای به دام انداختن مردان شهرنیستید .
نمی دانید ؛ واقعا نمی دانید چه لذتی دارد وقتی می بینی که می توانی اطاعت خدایت را کنی ؛ نه هوایت را .
نمی دانید ؛ واقعا نمی دانید چه لذتی دارد وقتی در خیابان راه می روید ، در حالی که یک عروسک متحرک نیستید ؛ یک انسان رهگذرید .
نمی دانید ؛ واقعا نمی دانید چه لذتی دارد این حجاب!
خدایا! لذتم مدام باد.
التماس دعا
میگی خانم این چه وضعشه میای تو خیابون؟
میگه من دلم پاکه هیچی توش نیست. مهم دله. حجاب رو بی خیال. مگه چادری ها معصومند. گناه نمی کنند؟
- تو میگی دلم پاکه، مردم که اینو نمیگن. هزار جور فکر دیگه درموردت میکنن.
کسی هم نگفته که خانوم چادری
گناه نمی کنه، حداقلش اینه که جلوی نفسش ایستاده و اسیر خواسته اش نشده و جلوه گری
نمی کنه